به گزارش صنعت مالی، تا پیش از سالهای اخیر، یکی از اصلیترین کلیدهای تحلیل بازار مسکن ایران، رصد نوسانات نرخ ارز بود. همبستگی نزدیک این دو بازار، معادلهای ساده را رقم زده بود: جهش دلار به معنای صعود قیمت مسکن در ماههای بعد. با این حال، دادههای اقتصادی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ نشان میدهد که این رابطه دچار تغییر ماهوی شده است. گزارش پیشرو با بهرهگیری از نظرات کارشناسان و آخرین دادههای آماری، به تحلیل چرایی و چگونگی این پدیده و چشمانداز پیشروی بازار در سال ۱۴۰۵ میپردازد.
بررسی ادعای جدا شدن مسکن از دلار
بررسی نوسانات بازار مسکن در چهار سال اخیر نشان میدهد که برخلاف دوره ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ که افزایش نرخ ارز مستقیماً به رشد جهشی قیمتها در بازار مسکن منجر میشد، از سال ۱۴۰۰ به بعد این رابطه با اختلال مواجه شده است. در برخی مقاطع، با وجود تثبیت نسبی نرخ دلار یا حتی کاهش آن، قیمت مسکن نه تنها کاهش نیافته، که مسیر صعودی خود را با شیب ملایمتر ادامه داده است.
آمارها نشان میدهد در دهه منتهی به ۱۴۰۳، قیمت مسکن در تهران بیش از ۲۰ برابر شده است، در حالی که شاخص تورم عمومی حدود ۱۰ برابر افزایش داشته است. این بدان معناست که مسکن نه تنها تورم را پوشش داده، بلکه بهطور واقعی (فراتر از تورم) نیز رشد قیمت داشته است. این پدیده نشان میدهد که موتور محرک رشد قیمت مسکن، فراتر از متغیر دلار، به عوامل دیگری مانند انتظارات تورمی و رفتار سرمایهای گره خورده است.
چرا دلار دیگر تنها متغیر تعیینکننده نیست؟
برای درک این پدیده، باید از تحلیلهای تکعاملی فاصله گرفت و به بررسی ساختار جدید حاکم بر بازار مسکن پرداخت.
۱. اقتصاد مسکن به دام «رکود تورمی» افتاده است
بازار مسکن ایران در سالهای اخیر وارد فاز «رکود تورمی» شده است. به این معنا که از یک سو قیمتها همچنان بالا و گاه در حال افزایش است (تورم)، و از سوی دیگر تعداد معاملات به شدت کاهش یافته و قدرت خرید مصرفکنندگان واقعی تحلیل رفته است (رکود). در این شرایط، نوسانات ارز عمدتاً بر بازار سرمایهای مسکن اثر میگذارد، اما بازار مصرف (خرید توسط خانوارها) به دلیل فقدان توان مالی، دیگر واکنشی به این سیگنالها نشان نمیدهد.
۲. شکاف عمیق قیمت با قدرت خرید خانوار
مهمترین عاملی که باعث شده دلار نتواند بهتنهایی تعیینکننده قیمت مسکن باشد، شکاف غیرقابل باور بین درآمد خانوار و قیمت مسکن است. در تهران، سهم مسکن از سبد هزینه خانوار به بیش از ۵۵ درصد رسیده است. قدرت خرید ریال در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۳ حدود ۹ برابر کاهش یافته است. در چنین وضعیتی، تقاضای مؤثر مصرفی به شدت محدود شده و بازار به سمت معاملات سرمایهای سوق پیدا کرده است؛ بازاری که معادلات آن با منطق مصرفکننده نهایی (و نوسانات دلار برای او) تفاوت فاحشی دارد.
۳. نقش پررنگتر «انتظارات تورمی» و «رفتار تودهوار»
تحقیقات جدید نشان میدهد که متغیرهای رفتاری مانند «اثر تودهوار» (Herding Effect) و «خوشبینی بیش از اندازه» نقش تعیینکنندهتری در نوسانات قیمت مسکن یافتهاند. بر اساس پژوهشهای انجام شده، افزایش یک درصدی در عامل رفتاری «اثر تودهوار» به معنای پیروی سرمایهگذاران از تصمیمهای یکدیگر بدون توجه به مبانی اقتصادی، منجر به افزایش قابل توجه در قیمت مسکن شده است. در این فضا، سرمایهگذاران بیش از آنکه به نرخ دلار بهعنوان یک شاخص مستقل نگاه کنند، به رفتار یکدیگر و انتظارات تورمی توجه دارند.
۴. تبدیل شدن مسکن به «دارایی امن» و بیتأثیری نوسانات ارز بر مصرفکننده واقعی
با افزایش شدید تورم و بیاعتمادی به بازارهای دیگر، مسکن به یک «دارایی امن» برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شده است. این تقاضای سرمایهای، قیمتها را در سطوح بالا نگه داشته است. از سوی دیگر، فروشندگان مسکن که خود به دنبال حفظ ارزش سرمایه خویش هستند، قیمت ملک خود را بر اساس نرخ دلار یا قیمتهای جایگزینی تعیین میکنند. این رفتار باعث میشود قیمتهای پیشنهادی در بازار، حتی در صورت نبود خریدار، کاهش نیابد. به این ترتیب، دلار از یک عامل محرک به یک لنگر روانی برای تعیین قیمت تبدیل شده است، نه موتور اصلی رشد.
۵. تغییر ماهیت بازارهای موازی
ارتباط مسکن با بازارهایی مانند بورس نیز پیچیدهتر شده است. تحقیقات نشان میدهد شاخص بازار سهام دومین تأثیر بزرگ را بر قیمت مسکن دارد و در شرایط عدماطمینان، سرمایهها بین این دو بازار در حال نوسان هستند. این پیچیدگی، تحلیل صرفاً مبتنی بر دلار را بیاعتبار میسازد.
جدول: عوامل تأثیرگذار بر قیمت مسکن و تغییر نقش آنها
پیشبینی قیمت مسکن در سال ۱۴۰۵
کارشناسان با در نظر گرفتن مجموعه عوامل فوق، چشمانداز سال ۱۴۰۵ را در قالب چند سناریو ترسیم میکنند.
سناریوی پایه: تداوم رکود تورمی با رشد اسمی کمتر از تورم
محتملترین سناریو برای سال ۱۴۰۵، تداوم شرایط فعلی است. در این سناریو، با فرض تداوم تورم در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد، رشد اسمی قیمت مسکن بین ۱۰ تا ۲۵ درصد پیشبینی میشود. به این معنا که قیمت مسکن به میزان کمتری نسبت به تورم عمومی افزایش خواهد یافت (کاهش قیمت واقعی). تعداد معاملات همچنان پایین خواهد بود و بازار در وضعیت «سکون» باقی میماند. نرخ ارز در این سناریو بهعنوان یک متغیر زمینهساز عمل میکند، نه محرک اصلی.
سناریوی خوشبینانه
این سناریو منوط به کاهش تنشهای سیاسی، بهبود روابط بینالمللی و به تبع آن، تقویت ارزش ریال و کنترل انتظارات تورمی است. در این حالت، قیمت مسکن در ماههای ابتدایی ممکن است کاهش حقیقی (یا حتی اسمی) را تجربه کند و قدرت خرید خانوار اندکی بهبود یابد. با این حال، تحقق این سناریو در کوتاهمدت نیازمند اصلاحات ساختاری عمیق است و دور از ذهن به نظر میرسد.
سناریوی بدبینانه
در صورت تشدید تحریمها، افزایش نااطمینانیهای سیاسی یا شوکهای ارزی ناشی از عوامل داخلی (مانند اصلاح قیمت حاملهای انرژی)، جهش جدیدی در نرخ ارز رخ خواهد داد. اگرچه این جهش میتواند به افزایش مجدد قیمت مسکن منجر شود، اما به دلیل نبود قدرت خرید، این رشد عمدتاً بر روی کاغذ باقی مانده و به معنای رونق واقعی بازار نخواهد بود. در این حالت، فاصله طبقاتی تشدید شده و بازار بیش از پیش به سمت معاملات سرمایهای و دلاری سوق پیدا میکند.
جدول: خلاصه پیشبینیها برای بازار مسکن در سال ۱۴۰۵
توصیههای سیاستی
جدا شدن بازار مسکن از دلار، نه به معنای بیاثر شدن کامل نرخ ارز، بلکه به معنای تغییر معادلات و پیچیدهتر شدن آنهاست. بازار اکنون بیش از آنکه تابع یک متغیر باشد، تحت تأثیر همافزایی عواملی چون انتظارات تورمی، رفتارهای سرمایهای، سیاستهای دولت و مهمتر از همه، شکاف عمیق قیمتها با درآمد خانوارها قرار دارد. در سال ۱۴۰۵، این عوامل دست به دست هم خواهند داد تا رکود تورمی به ویژگی غالب بازار مسکن تبدیل شود.
برای خروج از این وضعیت، صرفاً تمرکز بر تثبیت نرخ ارز کافی نیست. مجموعهای از راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
۱. بازگرداندن مسکن به سبد مصرفی خانوار: این مهم جز با افزایش قدرت خرید از طریق رشد درآمدهای واقعی و تأمین مالی مؤثر (تسهیلات متناسب با تورم) میسر نیست.
۲. کنترل رفتارهای سفتهبازانه: اجرای مؤثر مالیات بر خانههای خالی و عایدی سرمایه میتواند جذابیت سفتهبازی در بازار مسکن را کاهش دهد.
۳. افزایش عرضه متناسب با تقاضا: تسهیل ساختوساز از طریق واگذاری زمین، تأمین مصالح با قیمت مناسب و کاهش بروکراسی اداری میتواند از رشد هزینههای ساخت بکاهد.
۴. مدیریت توأمان بازارهای موازی: با توجه به ارتباط تنگاتنگ بازار مسکن با بازارهایی مانند ارز، طلا و بورس، اتخاذ یک بسته سیاستی یکپارچه برای مدیریت نقدینگی و هدایت آن به سمت فعالیتهای مولد ضروری است.
در نهایت، تحلیل بازار مسکن در ایران نیازمند عبور از مدلهای ساده و روی آوردن به تحلیلهای چندبعدی است که در آن، همزمان متغیرهای کلان اقتصادی، شاخصهای رفتاری و توان اقتصادی خانوارها مورد توجه قرار گیرد.