گذار بازار سرمایه به عصر هوش مصنوعی یک الزام اجتنابناپذیر است؛ با این حال، کارآمدی الگوریتمها بدون بازسازی سرمایه انسانی متخصص و ایجاد زیرساختهای شفاف نظارتی، به نتیجه نخواهد رسید.
تحولات شتابان فناوریهای مالی و انفجار دادهها در بازارهای جهانی، بازارهای مالی سنتی را وادار به بازتعریف سازوکارهای تحلیل و تصمیمگیری کرده است. بورس تهران نیز برای ارتقای کارآمدی در تجهیز منابع و مدیریت ثروت، ناگزیر از همگامسازی با این موج تحول است؛ تحولی که موفقیت آن بیش از دسترسی به نرمافزارها، به توان کارشناسی و چارچوبهای تنظیمی وابسته است. قاسم مالکی مدیرعامل گروه سرمایهگذاری امیر در یادداشتی اختصاصی به ابعاد این موضوع پرداخته و نوشت:
بازار سرمایه ایران در برابر تحولات پرشتاب فناوری، بیش از آنکه با یک انتخاب روبهرو باشد، با یک اجبار راهبردی در این دوره گذار مواجه است. بازار سرمایه اگر بخواهد نقش جدیتر و مؤثرتری در تأمین مالی بخش مولد، مدیریت ثروت و جذب سرمایههای خرد و کلان ایفا کند، ناگزیر است از مدلهای سنتی فاصله بگیرد و به سمت مدیریت دادهمحور، بهکارگیری هوش مصنوعی و ابزارهای نوین مالی حرکت کند.
اشباع تحلیل سنتی و ضرورت پردازش هوشمند دادهها
امروزه فرآیند تحلیل صرفاً به بررسی صورتهای مالی یا خواندن نمودارهای قیمتی محدود نمیشود. حجم عظیمی از دادهها در شبکههای اجتماعی، گزارشهای سامانه کدال، جریان نقدینگی، سرانه معاملات، تحولات سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی و رفتارسنجی معاملهگران وجود دارد که پردازش کامل آنها فراتر از توان تحلیلگریِ صرفاً انسانی است. در این میان، سامانههای هوش مصنوعی میتوانند با تجمیع و تحلیل سریع و دقیق دادهها، خطای محاسباتی را کاهش داده و فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری را برای کارشناسان و مدیران نهادهای مالی بهمراتب بهینهتر کنند.
چالش سرمایه انسانی؛ ابزار بدون تخصص ارزشآفرین نیست
با وجود تمام این مزایا، فناوری بهتنهایی مزیتآفرین نیست؛ مزیت واقعی زمانی شکل میگیرد که ابزار در اختیار نیروی انسانی خبره و تحلیلگر قرار گیرد. در سالهای اخیر، تحت تأثیر عواملی چون تبعات دوره کرونا، فشارهای اقتصادی، مهاجرت نخبگان و چالشهای کلان، کیفیت آموزش دچار افت شده و توان کارشناسی کشور تحلیل رفته است.
بنابراین، پیش از توسعه شتابزده سامانههای هوشمند، باید بر بازسازی سرمایه انسانی، آموزشهای تخصصی نوین و تقویت قدرت تحلیل تمرکز کرد. ابزار بدون تخصص نهتنها ارزشافزا نیست، بلکه میتواند گمراهکننده و ضدکارکرد عمل کند؛ چراکه مسئله اصلی تنها در اختیار داشتن ابزار نیست، بلکه توانایی فهم، کنترل، تفسیر و نقد خروجیهای آن است.
بسترسازی حقوقی و نظارتی؛ پیششرط توسعه ایمن
حرکت به سوی بازارهای مدرن و فناوریپایه، نیازمند زیرساختهای حقوقی، فنی و نظارتی شفاف است. توسعه این فضا بدون وجود چارچوبهای روشن مالکیت، تضامین حقوقی معتبر، سازوکارهای دقیق احراز هویت، الزامات مبارزه با پولشویی و زیرساختهای تسویه امن، میتواند به ریسکهای سیستمی و جبرانناپذیر منجر شود.
علت کندی نهادهای حاکمیتی و نظارتی در بهرهگیری جدی از هوش مصنوعی، ناشی از ترکیبی از ریسکگریزی، ضعف در زیرساخت داده، کمبود نیروی متخصص بینرشتهای، دغدغههای امنیتی و فقدان مقرراتگذاری شفاف است. با این حال، باید در نظر داشت که انفعال و تأخیر بیش از حد در این مسیر، خود به یک ریسک بزرگتر برای آینده و رقابتپذیری بازار سرمایه تبدیل خواهد شد.