یک تحلیلگر بنیادی بازار سرمایه با اشاره به رشد قابل توجه سودآوری شرکتها در فصل بهار، گفت: بخش مهمی از افزایش حاشیه سودها ناشی از افزایش موجودی مواد اولیه و رشد نرخ دلار توافقی بوده، اما با وجود کاهش احتمالی حاشیه سود، بسیاری از سهام همچنان نسبت به دلار مزیت دارند.
به گزارش خبرنگار صنعت مالی، عملکرد مطلوب بسیاری از شرکتهای بورسی در فصل بهار و رشد قابل توجه حاشیه سود بنگاهها، این پرسش را برای فعالان بازار سرمایه ایجاد کرده است که آیا این سطح از سودآوری قابلیت تکرار دارد یا خیر. ولید هلالات، کارشناس و تحلیلگر بنیادی بازار سرمایه، با اشاره به عوامل اثرگذار بر رشد سود شرکتها در بهار، معتقد است بخش مهمی از این اتفاق ناشی از تغییرات نرخ ارز توافقی، افزایش موجودی مواد اولیه و برنامهریزی شرکتها برای استفاده از فرصت تورمی بوده است.
هلالات در سمینار کدال نما با بیان اینکه بخش قابل توجهی از شرکتها در بهار توانستند حاشیه سودهای بالاتری نسبت به گذشته ثبت کنند، اظهار کرد: به طور کلی ما با تورم ناشی از تغییر سال مواجه بودیم و از طرف دیگر دلار توافقی نیز در حال تغییر بود. به همین دلیل بسیاری از هلدینگهای بزرگ به سرعت منابع مالی جذب کردند و در اختیار شرکتهای زیرمجموعه خود قرار دادند تا بتوانند مواد اولیه خریداری کنند.
وی افزود: در شرکتهایی که سهامدار عمده قدرتمند داشتند، مانند مجموعههایی که زیرمجموعه بنیادها یا هلدینگهای بزرگ هستند، تا جایی که امکان داشت مواد اولیه تأمین شد. در مقابل، شرکتهایی که به صورت مستقل فعالیت میکردند و سهامدار عمده قدرتمندی نداشتند، نتوانستند منابع لازم برای سرمایه در گردش را فراهم کنند و این اتفاق برای آنها رخ نداد؛ در نتیجه حتی در برخی موارد با تضعیف حاشیه سود مواجه شدند.
این تحلیلگر بنیادی بازار سرمایه ادامه داد: با این حال، به صورت ذهنی میتوان گفت حدود ۸۰ درصد صنایع و نمادهای بازار در فصل بهار افزایش قابل توجهی در حاشیه سود داشتند، زیرا فعالان اقتصادی میدانستند که امکان کسب سود خاصی از این شرایط وجود دارد؛ به این معنا که میتوانستند با دریافت تسهیلات با نرخ ماهانه حدود ۲ تا ۲.۵ درصد، منابع لازم را تأمین کنند، مواد اولیه خریداری کنند و با توجه به تغییر سال و افزایش نرخ دلار توافقی، سود مناسبی به دست آورند.
هلالات با اشاره به روند تغییر نرخ دلار توافقی و اثر آن بر عملکرد شرکتها گفت: سال گذشته دلار توافقی با نرخ ۶۳ هزار تومان آغاز شد و در پایان فصل بهار به حدود ۷۰ هزار تومان رسید. امسال نیز دلار توافقی با نرخ حدود ۱۳۵ هزار تومان شروع کرد و در فصل بهار تا محدوده ۱۴۵ هزار تومان افزایش یافت.
وی افزود: همین موضوع به تنهایی میتوانست باعث دو برابر شدن سود دلاری شرکتها شود. از سوی دیگر، حاشیه سود شرکتها در سال گذشته به شدت پایین بود، زیرا جنگ در خرداد ماه آغاز شد و تا دوم تیر ماه ادامه داشت و به همین دلیل بسیاری از شرکتها نتوانستند در خردادماه محصول خود را به شکل معمول به فروش برسانند.
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: در نتیجه، خرداد ۱۴۰۴ عملاً برای بسیاری از شرکتها از دست رفت؛ درآمدها کاهش یافت و حاشیه سودها نیز پایین بود. همین موضوع باعث شد درآمد فصل بهار ۱۴۰۵ در مقایسه با بهار ۱۴۰۴ حدود سه برابر شود.
وی ادامه داد: علاوه بر رشد درآمد، حاشیه سودها نیز به دلیل افزایش موجودی مواد اولیه رشد کرد، زیرا بسیاری از شرکتها از قبل میدانستند که دلار توافقی افزایش خواهد یافت و تلاش کردند با خرید مواد اولیه، خود را برای این شرایط آماده کنند.
هلالات خاطرنشان کرد: پیش از این نیز دلار توافقی در اوایل دیماه سال گذشته حدود ۷۸ هزار تومان بود و در پایان سال به حدود ۱۰۵ هزار تومان رسید؛ یعنی در فاصله چند ماه حدود ۲۵ درصد رشد کرد. بنابراین طبیعی بود که شرکتها با توجه به این روند، اقدام به افزایش موجودی مواد اولیه کنند.
این تحلیلگر بنیادی بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش که آیا حاشیه سودهای ثبتشده در بهار قابلیت تکرار دارد، گفت: قطعاً خیر. این حاشیه سودها به همان شکل تکرار نخواهد شد و در بسیاری از صنایع نیز شاهد کاهش آن خواهیم بود.
وی افزود: به تدریج با موضوع ناترازی انرژی مواجه میشویم و در برخی صنایع مانند پتروشیمیها، اثر این مسئله نمایان خواهد شد. در چنین شرایطی، هزینههای شرکت افزایش پیدا میکند؛ چرا که توقف تولید یا کاهش میزان تولید، علاوه بر کاهش درآمد، باعث میشود هزینههای عمومی و اداری همچنان وجود داشته باشد و فشار بیشتری به شرکت وارد کند.
هلالات ادامه داد: بنابراین باید انتظار داشت حاشیه سود شرکتها از سطوحی که در بهار ثبت کردند فاصله بگیرد و به میانگینهای معمول خود نزدیک شود.
وی با اشاره به نحوه نگاه بازار سرمایه به گزارشهای بهاری شرکتها گفت: بازار اعداد سود فصل بهار را ضربدر ۴ نکرده است. در بسیاری از نمادها مشاهده میکنیم که بازار چنین فرضی ندارد که حاشیه سود فعلی ادامه پیدا کند یا حتی درآمد فعلی در فصلهای آینده نیز تکرار شود.
هلالات توضیح داد: در بسیاری از نمادهایی که ما در مدلهای اکسل بررسی میکنیم، نسبت قیمت به درآمد (P/E) حدود ۳.۵، ۴ یا ۴.۵ است؛ با این فرض که درآمد شرکت در ادامه سال حداکثر سه برابر عملکرد فصل بهار باشد یا حتی دو تا دو و نیم برابر آن تکرار شود و حاشیه سود نیز به میانگین تاریخی خود بازگردد، همچنان P/E در محدوده ۴.۵ باقی میماند.
وی افزود: اگر بخواهیم سود و درآمد فصل بهار را بدون تعدیل در نظر بگیریم و آن را چهار برابر کنیم، در آن صورت P/E بازار حتی به حدود ۲ میرسد، اما به نظر من هیچکس در بازار چنین برداشتی ندارد. ذهنیت غالب این است که در ادامه سال حاشیه سودها به میانگین بازمیگردد و بخشی از تولید نیز به دلیل محدودیتهای مختلف از دست خواهد رفت.
هلالات با اشاره به وضعیت ارزشگذاری بازار سرمایه گفت: با دلار نیمایی ۱۵۰ هزار تومانی، همچنان تعداد زیادی نماد در بازار داریم که P/E آنها ۴ یا کمتر است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، اگر حدود ۵۰ درصد سود بازار را به صورت فوروارد در نظر بگیریم، P/E آیندهنگر بازار در حال حاضر حدود ۴.۵ است.
این تحلیلگر بازار سرمایه اظهار کرد: اگر دلار توافقی در همین محدوده باقی بماند، بازار میتواند بازدهی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی ایجاد کند. اگر دلار افزایش بیشتری داشته باشد، علاوه بر این بازدهی، رشد نرخ ارز نیز میتواند به بازده بازار اضافه شود.
وی افزود: بنابراین در شرایط فعلی میتوان گفت سهامی که فرض کنیم شرایط محاصره اقتصادی به شکلی ادامه پیدا نکند که زیرساختهای تولیدی کشور آسیب جدی ببینند، نسبت به دلار مزیت دارند و در برخی شرکتها میتوان انتظار داشت بازدهی حداقل مشابه دلار ایجاد شود.
هلالات در پایان تأکید کرد: البته همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، کلیت بازار سرمایه نمیتواند به صورت یکبهیک از دلار جلو بزند. تنها برخی سهمها هستند که به دلیل شرایط بنیادی، سودآوری، ارزشگذاری و وضعیت عملیاتی میتوانند عملکردی بهتر از رشد دلار داشته باشند.
بیشتر بخوانید: