هماهنگی میان نظام بانکی، بازار سرمایه و صنعت بیمه، کلیدیترین استراتژی برای هدایت نقدینگی به سمت تولید و مهار تورم است؛ مسیری که در آن همافزایی این سه بخش، ثبات اقتصادی را تضمین میکند.
به گزارش خبرنگار صنعت مالی، یکی از اصلیترین علل تداوم نرخ تورم در اقتصاد، مدیریت نامناسب نقدینگی و جریان سرمایه است. وقتی میان بانکها، بورس و بیمه هماهنگی وجود نداشته باشد، نقدینگی به جای چرخش در مسیر تولید، در بخشهای غیرمولد یا کالاهای میانبر (مانند طلا و خودرو) متمرکز میشود. این اتفاق، فشار تقاضا را بالا برده و مستقیماً قیمتها را افزایش میدهد.
در یک اقتصاد پایدار، بانکها باید منابع را به سمت بخش تولید هدایت کنند، بورس باید ابزاری برای جذب سرمایههای خرد و تبدیل آنها به سهام شرکتهای تولیدی باشد، و بیمه نیز باید با پوشش ریسک، امنیت سرمایهگذاری در این دو بخش را تضمین کند. اگر این مثلث همگام نباشد، نقدینگی به جای تبدیل شدن به سرمایه تولید، به سرمایه تورمزا تبدیل میشود.
یکی از چالشهای بزرگ اقتصاد، ورود سنگین پول به بازارهای سنتی است. بورس میتواند با ایجاد بسترهای شفاف، سرمایههای خوابیده در حسابهای بانکی را به سمت بازارهای سرمایه سوق دهد.
وقتی سرمایهگذاران به جای نگهداری پول در قالب سپردههای بانکی با نرخ سود پایین، آن را به سهام شرکتهای صنعتی و خدماتی تبدیل میکنند، دو اتفاق بزرگ میافتد:
کاهش فشار بر عرضه پول: نقدینگی به جای ایجاد تقاضای کاذب برای کالا، در بازار سرمایه گردش میکند.
تامین مالی شرکتها: شرکتهای تولیدی با استفاده از جذب سرمایه از طریق بورس، بدون نیاز به وامهای سنگین و تورمزای بانکی، توان تولید خود را افزایش میدهند.
این چرخه، یعنی تبدیل پول نقد به دارایی مولد، یکی از کلیدیترین روشهای کاهش فشار تورمی در بلندمدت است.
بسیاری از مردم و حتی کارشناسان، بیمه را تنها یک هزینه جانبی میبینند، اما در واقع بیمه، ضمانتکننده بقای مثلث اقتصادی است. اگر بورس با نوسان همراه باشد یا بخش بانکی با ریسکهای اعتباری روبرو شود، نبودِ یک صنعت بیمه قدرتمند میتواند باعث فرار سرمایه از این بازارها شود.
بیمه با مدیریت ریسکهای عملیاتی، حوادث طبیعی و ریسکهای اعتباری، باعث میشود که سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری در بازار سرمایه یا پروژههای تحت حمایت بانکی فعالیت کنند. همچنین، جذب حقبیمه و سرمایهگذاری آن در بازارهای مالی، خود یکی از منابع مهم نقدینگی برای چرخش در اقتصاد است که میتواند با مدیریت درست، از فشار مضاعف بر بانکها بکاهد.
برای اینکه این مثلث طلایی بتواند به مهار تورم کمک کند، سیاستگذار باید از رویکرد تکبعدی فاصله بگیرد. چند راهکار کلیدی در این مسیر وجود دارد:
یکپارچگی در سیاستهای پولی و مالی: نرخ بهره بانکی، قوانین بازار سرمایه و مقررات بیمهای نباید در تضاد با یکدیگر باشند.
دیجیتالیسازی و تسهیل دسترسی: با استفاده از فینتکها (FinTech)، میتوان انتقال پول از بانک به بورس یا خرید مستقیم محصولات بیمهای را بسیار سادهتر کرد تا سرعت گردش سرمایه افزایش یابد.
ارتقای شفافیت اطلاعاتی: وقتی اطلاعات ریسک در صنعت بیمه، اطلاعات سودآوری در بورس و اطلاعات نقدینگی در بانک به درستی به هم منتقل شود، تصمیمگیریهای اقتصادی از حالت حدسی به حالت علمی تغییر میکند.
مهار تورم، فراتر از صرفاً افزایش نرخ بهره است. تورم زمانی مهار میشود که سرمایه از حالت ذخیره کردن برای فردا به حالت سرمایهگذاری برای تولید تغییر وضعیت دهد. هماهنگی میان بانک (تامینکننده)، بورس (جذبکننده) و بیمه (محافظ)، تنها راهی است که میتواند اقتصاد را از حالت تصادفی و هیجانی، به سمت یک ساختار برنامهریزی شده و پایدار سوق دهد.