دبیرکل سابق خانه اقتصاد ایران با اشاره به تداوم رشد بازار سرمایه در عین افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک تأکید کرد این صعود اگرچه در ظاهر پایدار به نظر میرسد، اما تحت تأثیر متغیرهای سیاسی و اقتصادی قرار دارد و در این میان صنایع نفت، گاز و پتروشیمی همچنان از مهمترین گزینههای آیندهدار بورس محسوب میشوند.
مسعود دانشمند، دبیرکل سابق خانه اقتصاد ایران، در گفتوگو با صنعت مالی، درباره عوامل مؤثر در رشد اخیر بازار بورس اظهار کرد: انتظار عمومی و حتی تحلیل غالب این بود که بورس پس از یک دوره تعطیلی یا توقف معاملات در جریان جنگ تحمیلی چهل روزه، با فشار فروش و افت قابل توجه مواجه شود. اما در عمل مشاهده شد که بازار نهتنها دچار ریزش سنگین نشد، بلکه در چند روز متوالی روندی مثبت و صعودی را تجربه کرد.
وی افزود: برای تحلیل چنین رفتاری در بازار، باید از فضای هیجانی فاصله گرفت و به این پرسش اساسی پرداخت که آیا بنگاههای اقتصادی حاضر در بورس، واقعاً در وضعیت سودآوری قرار دارند یا خیر. زیرا در نهایت، ارزشگذاری بازار سرمایه باید بازتابی از عملکرد واقعی شرکتها باشد، نه صرفاً نتیجه جریانهای کوتاهمدت نقدینگی یا مداخلات مقطعی.
دانشمند با اشاره به وضعیت صنایع بزرگ کشور تصریح کرد: در حال حاضر بخش قابل توجهی از شرکتهای مهم بورسی از جمله خودروسازان، فولادیها و حتی برخی واحدهای پتروشیمی با چالشهای جدی مواجه هستند. برخی از این شرکتها با زیان عملیاتی یا کاهش محسوس حاشیه سود روبهرو هستند و این موضوع با رشد قیمت سهام آنها در بازار در تضاد ظاهری قرار دارد.
او ادامه داد: اگر قرار باشد مبنای تحلیل بورس، صورتهای مالی و عملکرد واقعی شرکتها باشد، باید دید آیا کارخانهها در شرایط فعلی واقعاً سود تولید میکنند یا خیر. بدون پاسخ روشن به این پرسش، نمیتوان رشد شاخص را بهعنوان نشانهای از بهبود بنیادین اقتصاد تلقی کرد.
این کارشناس اقتصادی در ادامه گفتوگو با اشاره به عوامل اثرگذار بر روند صعودی بورس اظهار کرد: بخشی از رشد اخیر بازار را میتوان ناشی از استفاده از ابزارهای مالی و سیاستهای مدیریتی در بازار سرمایه دانست. این ابزارها اگرچه در ذات خود برای توسعه بازار طراحی شدهاند، اما در برخی مقاطع ممکن است بهگونهای به کار گرفته شوند که بیشتر نقش تثبیت یا حتی تقویت ظاهری شاخص را ایفا کنند.
دانشمند توضیح داد: نمیتوان از نقش سیاستگذار در بازار سرمایه چشمپوشی کرد. در بسیاری از مواقع، تصمیمات کلان اقتصادی و مالی دولتها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر روند بورس اثر میگذارد. به همین دلیل، بازار سرمایه ایران را باید در چارچوبی متفاوت از بازارهای کاملاً خصوصی و رقابتی جهان تحلیل کرد.
وی در ادامه با مقایسه بورس ایران با بازارهای بینالمللی گفت: بورس ایران را نمیتوان با بازارهایی مانند نیویورک، هنگکنگ یا حتی بورس دبی مقایسه کرد. در آن بازارها، بخش عمدهای از شرکتها خصوصی هستند و تصمیمگیریها بر اساس منطق بازار و رقابت آزاد انجام میشود. اما در ایران، بخش بزرگی از شرکتهای بزرگ بورسی دولتی یا شبهدولتی هستند و همین موضوع باعث میشود نقش دولت و نهادهای وابسته در جهتدهی به بازار پررنگتر باشد.
دانشمند تأکید کرد: در چنین ساختاری، گاهی هدف سیاستگذار میتواند ایجاد ثبات روانی یا نمایش تصویری مثبت از بازار باشد. این موضوع لزوماً به معنای دستکاری نیست، اما میتواند بر رفتار شاخص اثرگذار باشد و فاصلهای میان واقعیت اقتصادی شرکتها و نمودارهای بازار ایجاد کند.
مسعود دانشمند در بخش دیگری از سخنان خود درباره رابطه نرخ ارز و بورس اظهار کرد: یکی از استدلالهای رایج در تحلیل بازار سرمایه، تأثیر افزایش نرخ دلار بر رشد بورس است. اما این رابطه همیشه مستقیم و مثبت نیست و باید با دقت بیشتری بررسی شود.
وی توضیح داد: افزایش قیمت دلار در اقتصاد، از یک سو باعث افزایش هزینه تمامشده تولید میشود و از سوی دیگر قیمت کالاها را در بازار داخلی بالا میبرد. در چنین شرایطی اگر قدرت خرید مردم کاهش یابد و همزمان محدودیتهای صادراتی وجود داشته باشد، افزایش نرخ ارز نمیتواند بهطور خودکار به افزایش سودآوری شرکتها منجر شود.
دانشمند افزود: تنها در شرایطی که شرکتها امکان صادرات پایدار داشته باشند، افزایش نرخ ارز میتواند به افزایش درآمد ریالی آنها کمک کند. در غیر این صورت، رشد نرخ ارز بیشتر به افزایش تورم و فشار بر اقتصاد منجر میشود تا تقویت واقعی بازار سرمایه.
او با اشاره به وضعیت برخی صنایع صادراتمحور گفت: حتی در صنایعی مانند پتروشیمی که معمولاً بهعنوان مزیت صادراتی شناخته میشوند، محدودیتهای عملیاتی، مشکلات فروش و چالشهای انتقال درآمد میتواند اثر مثبت افزایش نرخ ارز را کاهش دهد. بنابراین نباید تصور کرد که صرف افزایش دلار، الزاماً به رشد پایدار بورس منجر خواهد شد.
این تحلیلگر اقتصادی در ادامه به نقش سرمایهگذاران خرد در بازار اشاره کرد و گفت: در شرایطی که ارزش پول ملی بهطور مستمر در حال کاهش است، طبیعی است که مردم به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود باشند. این مسئله باعث میشود نقدینگیهای خرد به سمت بازارهایی حرکت کند که هم نقدشوندگی بالایی دارند و هم امکان خروج سریع سرمایه در آنها وجود دارد.
وی افزود: به همین دلیل است که بخشی از سرمایهها میان بازار ارز، طلا و بورس در گردش است. مردم معمولاً به دنبال بازاری هستند که بتوانند در صورت نیاز، دارایی خود را بهسرعت تبدیل به نقد کنند. برای مثال، در بازار ارز حتی مبالغ کم نیز قابلیت تبدیل سریع دارند و همین ویژگی باعث جذابیت آن میشود.
دانشمند تصریح کرد: در مقابل، بازارهایی مانند مسکن به دلیل نیاز به سرمایه بالا و نقدشوندگی پایین، برای بخش بزرگی از مردم در دسترس نیست. بنابراین این گروه از سرمایهگذاران ناچارند بین گزینههای محدودتری مانند ارز، طلا و بورس تصمیمگیری کنند.
او ادامه داد: در چنین شرایطی، ورود یا خروج سرمایههای خرد میتواند در کوتاهمدت بر روند بازار اثر بگذارد، اما در بلندمدت تعیینکننده اصلی جهت بازار نیست و این نقش بیشتر بر عهده نهادهای بزرگ و شرکتهای حقوقی است.
در بخش پایانی این گفتوگو، دبیرکل سابق خانه اقتصاد ایران درباره آینده صنایع مختلف حاضر در بورس اظهار کرد: اگر بخواهیم از منظر بنیادی به صنایع نگاه کنیم، همچنان بخشهای مرتبط با نفت، گاز و پتروشیمی از ظرفیتهای بهتری نسبت به سایر گروهها برخوردار هستند.
وی افزود: این صنایع به دلیل اتصال به بازارهای جهانی، امکان بهرهمندی از قیمتهای بینالمللی و ظرفیت صادراتی، در بلندمدت میتوانند عملکرد باثباتتری نسبت به صنایع داخلیتر داشته باشند. البته این موضوع نیز به شرط رفع محدودیتها و بهبود شرایط صادراتی قابل تحقق است.
دانشمند در پایان تأکید کرد: در مجموع، تحلیل بازار سرمایه باید بر پایه واقعیتهای تولید، صادرات و سودآوری شرکتها انجام شود. هرگونه رشد شاخص که از این متغیرهای بنیادی فاصله داشته باشد، نیازمند بررسی دقیقتر و نگاه محتاطانهتر از سوی فعالان بازار است.