کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه که تورم در ایران ناشی از رشد سالانه نقدینگی است و نه سطح نقدینگی یا سرعت گردش پول، گفت: حتی اگر نقدینگی چند برابر تولید ملی باشد، بدون رشد سالانه، فشار قیمتی ایجاد نمیشود.
حمیدرضا مقصودی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با «صنعت مالی» به تشریح دلایل اصلی تورم در ایران پرداخت و گفت: نقدینگی به خودی خود تورمزا نیست. تولید ملی در طول یک سال تولید و مصرف میشود و تنها بخش اندکی از آن در پایان سال باقی میماند، اما نقدینگی همواره در دسترس است. بنابراین مشکل اصلی کشور، پایین بودن قدرت خرید نقدینگی در دست مردم است، نه کمبود نقدینگی.
وی افزود: سطح نقدینگی چه برابر تولید ملی باشد و چه چند برابر آن، به خودی خود تورم ایجاد نمیکند. حتی اگر نسبت نقدینگی به تولید هزار برابر باشد یا فقط یک صدم درصد باشد، این عددها به صورت مطلق، فشار تورمی ایجاد نمیکنند. عامل اصلی تورم، **نرخ رشد نقدینگی** است، نه حجم نقدینگی یا سرعت گردش پول.
مقصودی با ارائه نمونههای بینالمللی ادامه داد: در ژاپن سطح نقدینگی حدود ۷۰ برابر ایران است، اما این کشور تورم ندارد، زیرا نرخ رشد نقدینگی بسیار پایین است. در ایران اما نرخ رشد نقدینگی در طول یک سال گذشته حدود ۴۵ درصد بوده است که عامل اصلی فشارهای تورمی محسوب میشود.
کارشناس اقتصادی در خصوص رابطه سرعت گردش پول با تورم گفت: سرعت گردش پول هرچقدر که باشد، به خودی خود تورم ایجاد نمیکند. چه سرعت پول کم باشد، چه زیاد، تنها افزایش یا رشد آن است که میتواند تورمزا باشد. سطح مطلق سرعت پول، بدون توجه به تغییرات آن، تاثیری بر قیمتها ندارد.
مقصودی سپس به تحلیل روند افزایش نقدینگی در ایران پرداخت و گفت: آمارها نشان میدهد که طی ۵۴ سال گذشته، قیمت دلار حدود ۲۳ هزار برابر شده است، اما نقدینگی در همین بازه زمانی تقریباً ۲۸۵ هزار برابر شده است. این افزایش شدید نقدینگی، فارغ از دلایل آن، تأثیر تعیینکنندهای بر تورم دارد و فشار قیمتی ایجاد میکند.
او افزود: این آمار نشان میدهد که تورم در ایران ناشی از رشد نقدینگی است، نه سطح مطلق آن. افزایش نقدینگی به خودی خود و بدون تغییر، نمیتواند نرخها را بالا ببرد. بلکه آنچه باعث فشار قیمتی میشود، افزایش سالانه و سریع نقدینگی است.
مقصودی درباره تحلیل اقتصادی سطح نقدینگی و نسبت آن به تولید ملی توضیح داد: بسیاری از اقتصاددانان نسبت نقدینگی به تولید را به عنوان شاخص بررسی میکنند، اما این عدد به تنهایی معیار تعیینکننده تورم نیست. در کشورهای صنعتی، این نسبت ممکن است ۱۰۰، ۲۰۰ یا حتی ۷۰۰ درصد باشد، اما تورم شدیدی مشاهده نمیکنیم. این به این دلیل است که **نرخ رشد نقدینگی** کنترل شده و پایدار است.
وی با بیان مثال دیگر افزود: فرض کنید نقدینگی یک کشور هزار برابر تولید ملی آن باشد، اما رشد نقدینگی نزدیک صفر باشد. در این حالت، این سطح بالای نقدینگی هیچ اثر تورمی ندارد. در مقابل، افزایش سریع نقدینگی در ایران، حتی اگر سطح مطلق آن کمتر باشد، باعث ایجاد تورم میشود.
مقصودی درباره سیاستهای پولی و اهمیت مدیریت رشد نقدینگی گفت: کنترل رشد نقدینگی باید محور اصلی سیاستهای اقتصادی باشد. اگر رشد نقدینگی مدیریت شود، حتی افزایش سطح نقدینگی نیز میتواند بدون فشار تورمی ادامه پیدا کند. این موضوع نشان میدهد که توجه صرف به سطح نقدینگی یا نسبت آن به تولید، نمیتواند راه حل کنترل تورم باشد.
او در پایان تأکید کرد: اقتصاد ایران باید روی مدیریت و کنترل رشد نقدینگی تمرکز کند. هر اقدامی که بتواند نرخ رشد نقدینگی را کاهش دهد، به طور مستقیم بر کاهش تورم تأثیرگذار است. تمرکز بر سطح نقدینگی یا سرعت پول بدون مدیریت رشد آن، نمیتواند نتایج ملموسی ایجاد کند.