اقتصاد ایران از مرز رکود عبور کرده و وارد فاز جدیدی به نام «تعلیق» شده است. حسین عبدهتبریزی در همایش تأمین مالی این وضعیت را شبیه به «شرایط پیشاجنگی» توصیف کرد.
به گزارش صنعت مالی، حسین عبده تبریزی، رئیس شورای سیاستگذاری هفتمین همایش تأمین مالی با اشاره به شرایط ویژه اقتصادی و اجتماعی کشور گفت: در ابتدا قرار بود در این مقطع جمعبندی نهایی پدیدههای مطرحشده در پنلها ارائه شود، اما با توجه به فشردگی برنامهها و برگزاری چند پنل تخصصی، مقرر شد جمعبندیها بهصورت مکتوب منتشر شود. در این فاصله، لازم میدانم نکاتی را درباره نقش تأمین مالی و بازار سرمایه با همکاران و حاضران در میان بگذارم.
وی افزود: شهرهای کشور، از جمله تهران، روزهای سنگین، بسته و خاموشی را پشت سر میگذارند؛ گویی پس از وقایع مصیبتبار اخیر، چیزی در عمق جان جامعه فرو رفته است. فراتر از آلودگی هوا، ترافیک فرساینده و فشارهای روزمره، نوعی سکوت سرد و دلآزار بر روابط انسانی سایه انداخته است. در چنین فضایی، سخن گفتن از تأمین مالی و ابزارهای بازار سرمایه، بدون توجه به رنج جمعی و فرسایش روانی جامعه، ناقص و حتی نادرست خواهد بود. پیش از آنکه اقتصاد مجموعهای از اعداد و نمودارها باشد، زندگی است و پیش از آنکه تأمین مالی مسئلهای فنی تلقی شود، مسئله تابآوری اجتماعی است.
عبده تبریزی تأکید کرد: اقتصاد ایران امروز نه صرفاً در رکود است و نه در یک بحران کوتاهمدت، بلکه در وضعیت «تعلیق» قرار دارد؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای معمول تصمیمگیری اقتصادی از کار میافتد، افق سرمایهگذاری کوتاه میشود، محاسبات ریسک اعتبار خود را از دست میدهد و تصمیمهای بزرگ به تعویق میافتد. در چنین شرایطی، منطق بقا جای منطق بهینهسازی را میگیرد. تعلیق معمولاً در شرایط جنگی، پیشاجنگی یا نااطمینانیهای ژئوپولیتیک شدید رخ میدهد و ویژگی اصلی آن توقف توسعه و تمرکز بر حفظ حداقلهاست؛ حفظ بنگاه، حفظ اشتغال و حفظ زنجیره تولید.
وی ادامه داد: در وضعیت تعلیق، حتی بنگاههای سالم نیز بدون دسترسی به منابع مالی، در معرض فرسایش تدریجی قرار میگیرند. این وضعیت امروز در اقتصاد ایران کاملاً عینی است. مردم بهطور طبیعی به سمت داراییهایی میروند که حس امنیت بیشتری ایجاد میکند؛ از طلا و ارز گرفته تا رمزارز و داراییهای فیزیکی. بانکها به دلیل محدودیتهای ترازنامهای، نرخهای بهره بالا و ریسک اعتباری، توان وامدهی مؤثر ندارند. دولت نیز بهواسطه کسری مزمن بودجه، عملاً از نقش حمایتی فاصله گرفته است. حتی فینتکها و سکوهای تأمین مالی جمعی نیز به دلیل دشواری قیمتگذاری ریسک، نقش محدودی در حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط ایفا میکنند. مجموعه این عوامل، فضایی هیجانی و ناپایدار برای اقتصاد ایجاد کرده است.
رئیس شورای سیاستگذاری هفتمین همایش تأمین مالی با طرح این پرسش که نقش بازار سرمایه در چنین شرایطی چیست، گفت: بازار سرمایه در شرایط نرخهای بهره بالا و گرایش شدید سرمایهگذاران به داراییهای غیرمولد، نمیتواند معجزه کند، اما میتواند طراحی کند. مزیت بازار سرمایه نسبت به بانک و دولت، نه در حجم منابع، بلکه در انعطافپذیری و تنوع ابزارهاست. بازار سرمایه این ظرفیت را دارد که بخشی از منابعی را که امروز به سمت طلا، ارز و رمزارز میرود، به سمت تولید هدایت کند؛ مشروط بر آنکه بازدهی و امنیت ذهنی قابل رقابت برای سرمایهگذار ایجاد شود.
وی افزود: پیوند میان بازار سرمایه و تولید، در این مقطع اهمیت ویژهای دارد. اگر سرمایهگذار بتواند از طریق ابزارهای بازار سرمایه در تولید فلزات، مواد معدنی و زنجیرههای مرتبط با آن مشارکت کند؛ داراییهایی که از منظر ذهنی به طلا و ارز شباهت دارند و واقعی و قابل لمساند، امکان بازگشت بخشی از سرمایههای سرگردان به چرخه تولید فراهم میشود. مسئله این نیست که مردم را از طلا منصرف کنیم، بلکه باید تولید را از حیث بازدهی و امنیت ادراکشده، شبیه طلا کنیم.
عبده تبریزی نقش بورس کالای ایران را در این میان کلیدی دانست و گفت: بورس کالا میتواند نقشی فراتر از یک بازار معاملاتی صرف ایفا کند. این بورس این ظرفیت را دارد که تولید فلزات و مواد معدنی را به ابزارهای مالی تبدیل کند؛ از صندوقهای کالایی گرفته تا ابزارهای مبتنی بر محصول انبارشده و حتی سازوکارهای نوین مبتنی بر دارایی واقعی. چنین ابزارهایی میتواند پلی میان نیاز بنگاه به نقدینگی و نیاز سرمایهگذار به حفظ ارزش دارایی ایجاد کند.
وی ادامه داد: شرایط تعلیق صرفاً تهدید نیست، بلکه فرصتی برای بازآرایی ساختارها نیز هست. سازمان بورس میتواند با تسهیل ادغامها، تجمیع شرکتهای آسیبپذیر و حتی اقتصادیسازی شرکتهایی که امروز غیر اقتصادی تلقی میشوند، زمینه شکلگیری بنگاههای بزرگتر و مقاومتر را فراهم کند. در شرایط تعلیق، حفظ همه بنگاهها ممکن نیست، اما میتوان بنگاههای دارای قابلیت بقا را نجات داد. تحقق این هدف، بدون نقش فعال سازمان بورس و اوراق بهادار امکانپذیر نخواهد بود.
رئیس شورای سیاستگذاری هفتمین همایش تأمین مالی تأکید کرد: در دوره تعلیق، سازمان بورس صرفاً ناظر بازار نیست، بلکه جهتدهنده بازدهیهاست. اگر بازدهیهای بالا تنها در داراییهای غیرمولد شکل بگیرد، بازار سرمایه به حاشیه رانده میشود. اما اگر تنظیمگری بهگونهای باشد که بازدهی تأمین مالی تولید برای سرمایهگذار قابل رقابت شود، بازار سرمایه میتواند نقش معنادارتری ایفا کند. تأمین مالی امروز در ایران مسئله رشد نیست، بلکه مسئله تابآوری در دوره تعلیق است.
عبده تبریزی در بخش پایانی سخنان خود به یک ایده نهادی بلندمدت اشاره کرد و گفت: شاید سازمان بورس و اوراق بهادار بتواند مسئولیتی تاریخی بر عهده گیرد؛ از جمله مردمیسازی واقعی نفت و گاز. شرکت ملی نفت، با در نظر گرفتن منابع نفت و گاز، میتواند به یک شرکت سهامی عام بسیار بزرگ تبدیل شود که مالکیت آن نه از مسیر رانتی و بسته، بلکه بهصورت شفاف و عادلانه میان مردم ایران توزیع شود. در چنین ساختاری، نمایندگان واقعی مردم در هیئتمدیره درباره قیمتگذاری، مصرف، صرفهجویی و حفظ منابع تصمیمگیری خواهند کرد.
وی افزود: بسیاری از ناکارآمدیها و کژکارکردهای امروز، از تخصیص نادرست منابع گرفته تا فساد ساختاری، ناشی از تمرکز مالکیت و ابهام در مسئولیت است. تبدیل شرکت نفت به یک بنگاه سهامی عام میتواند این زنجیره را اصلاح کند. دولت در این الگو همچنان نقش دارد، اما نه بهعنوان مالک و توزیعکننده رانت، بلکه بهعنوان دولت مالیاتگیر. اگر این مسیر با طراحی صحیح، حاکمیت شرکتی شفاف و قیود قانونی روشن اجرا شود، میتواند به یکی از بزرگترین اصلاحات نهادی اقتصاد ایران تبدیل شود؛ انتقال تدریجی اقتصاد نفتی از مالکیت دولتی بیصاحب به مالکیت مردمی مسئول.
منبع: صدای بورس
بیشتر بخوانید: