پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات کنگره آمریکا، اگرچه لزوماً به برکناری دونالد ترامپ منجر نخواهد شد، اما میتواند با تشدید اختلافات حزبی، افزایش فشارهای سیاسی و بازگشایی پروندههای جنجالی، دولت او را درگیر چالشهای داخلی کند؛ وضعیتی که ممکن است تمرکز کاخ سفید بر سیاست خارجی و تقابل با ایران را کاهش دهد و فرصتهای راهبردی تازهای برای تهران ایجاد کند.
علیرضا تقوینیا، کارشناس اقتصاد سیاسی در یادداشتی برای صنعت مالی نوشت: اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال استفاده از حق وتو در صورت تغییر ترکیب سیاسی کنگره آمریکا، نشان میدهد رئیسجمهور این کشور از احتمال شکست جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا و پیامدهای آن برای دولت خود نگران است. این نگرانی را باید در چارچوب ساختار سیاسی آمریکا و اختلافات عمیق میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بررسی کرد؛ اختلافاتی که در صورت تغییر موازنه قدرت در کنگره میتواند به یک چالش جدی برای دولت ترامپ تبدیل شود.
برای درک اهمیت این موضوع، ابتدا باید به ساختار سیاسی آمریکا توجه کرد. نظام سیاسی این کشور ریاستی است و رئیسجمهور از اختیارات گستردهای برخوردار است، اما این اختیارات به معنای برخورداری نامحدود از قدرت نیست. کنگره آمریکا، متشکل از مجلس نمایندگان و سنا، از ابزارهای قانونی و نظارتی متعددی برای کنترل عملکرد دولت برخوردار است. بنابراین، اگر جمهوریخواهان در انتخابات پیشرو اکثریت خود را در هر دو مجلس از دست بدهند و دموکراتها کنترل کنگره را به دست بگیرند، شرایط برای ادامه فعالیت دولت ترامپ به مراتب دشوارتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، دموکراتها میتوانند با ارائه طرحهای قانونی، برگزاری جلسات نظارتی، تشکیل کمیتههای تحقیق و تفحص و بررسی عملکرد دولت، فشار سیاسی قابل توجهی بر ترامپ وارد کنند. رئیسجمهور نیز ممکن است در واکنش به طرحهای مخالفان از حق وتوی خود استفاده کند؛ موضوعی که میتواند اختلافات میان کاخ سفید و کنگره را به سطحی بیسابقه برساند و روند تصمیمگیری در ساختار سیاسی آمریکا را با اختلال مواجه کند.
البته یکی از پرسشهای مهم در این زمینه، امکان برکناری ترامپ از ریاستجمهوری در صورت پیروزی دموکراتهاست. پاسخ به این پرسش از نظر قانونی مثبت است، اما تحقق آن به سادگی امکانپذیر نیست. فرایند استیضاح در آمریکا دو مرحله دارد؛ ابتدا مجلس نمایندگان باید با اکثریت آرا رئیسجمهور را استیضاح کند و سپس موضوع در سنا مورد بررسی قرار میگیرد. برای محکومیت و برکناری رئیسجمهور، رأی موافق دو سوم سناتورهای حاضر در جلسه لازم است.
با توجه به ترکیب احتمالی سنا، حتی اگر دموکراتها بتوانند اکثریت این مجلس را به دست آورند، دستیابی به دو سوم کرسیها بسیار بعید خواهد بود. برای مثال، اگر از مجموع ۱۰۰ کرسی سنا، دموکراتها ۵۲ کرسی و جمهوریخواهان ۴۸ کرسی را در اختیار داشته باشند، دموکراتها با وجود برخورداری از اکثریت، همچنان فاصله زیادی با نصاب لازم برای محکومیت و برکناری ترامپ خواهند داشت. بنابراین، نباید پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره را به معنای پایان ریاستجمهوری ترامپ تلقی کرد.
با این حال، ناتوانی دموکراتها در برکناری ترامپ به معنای بیاثر بودن پیروزی احتمالی آنها نیست. در واقع، تغییر ترکیب کنگره میتواند دولت آمریکا را با مجموعهای از چالشهای سیاسی، حقوقی و اجرایی مواجه کند. دموکراتها میتوانند پروندههای جنجالی مرتبط با ترامپ را دوباره به جریان بیندازند، درباره تصمیمات و اقدامات دولت تحقیق کنند و با استفاده از ظرفیت کمیتههای کنگره، رئیسجمهور را در موقعیت پاسخگویی مستمر قرار دهند.
یکی از موضوعاتی که میتواند به ابزار فشار سیاسی علیه ترامپ تبدیل شود، پرونده جفری اپستین است. طرح مجدد این پرونده و پیگیری ابعاد مختلف آن میتواند فشار رسانهای و سیاسی بر رئیسجمهور آمریکا را افزایش دهد. همچنین دموکراتها میتوانند با بررسی عملکرد دولت در حوزههای مختلف، از سیاست داخلی و اقتصادی گرفته تا تصمیمات نظامی و سیاست خارجی، زمینه شکلگیری منازعات مستمر با کاخ سفید را فراهم کنند.
نکته مهم این است که چنین وضعیتی صرفاً یک اختلاف معمول حزبی نخواهد بود؛ بلکه میتواند بخش قابل توجهی از ظرفیت سیاسی و مدیریتی دولت ترامپ را درگیر مسائل داخلی کند. رئیسجمهوری که باید بر مدیریت اقتصاد، مسائل داخلی، روابط خارجی و تحولات بینالمللی تمرکز داشته باشد، در صورت مواجهه با فشار مستمر کنگره ناچار خواهد بود بخشی از انرژی و زمان خود را صرف مقابله با مخالفان سیاسی کند.
از همین زاویه باید به تأثیر تحولات داخلی آمریکا بر پرونده ایران توجه کرد. در شرایطی که کشور با تهدیدات و تحولات مرتبط با جنگ مواجه است، هر عاملی که بتواند تمرکز سیاسی و اجرایی دولت آمریکا را از تقابل با ایران کاهش دهد، از اهمیت راهبردی برخوردار خواهد بود. اگر ترامپ به دلیل اختلافات داخلی و فشارهای کنگره درگیر منازعات سیاسی شود، ممکن است توان و فرصت کمتری برای پیگیری برنامههای خود در سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایران، داشته باشد.
البته این تحلیل به معنای خوب دانستن دموکراتها یا نادیده گرفتن سابقه و عملکرد آنها در سیاست خارجی نیست. دموکراتها نیز در بسیاری از موضوعات منطقهای و در حمایت از رژیم صهیونیستی با جمهوریخواهان اشتراک نظر دارند و نمیتوان آنها را جریانی همسو با منافع ایران دانست. تفاوت اصلی در این است که دموکراتها اختلافات عمیق سیاسی و شخصی با ترامپ دارند و بازگشت آنها به قدرت در کنگره میتواند زمینه تشدید تقابل داخلی با رئیسجمهور آمریکا را فراهم کند.
بنابراین، مسئله اصلی برای ایران نباید حمایت سیاسی یا اعتقادی از حزب دموکرات باشد، بلکه باید به پیامدهای ناشی از تشدید اختلافات در ساختار قدرت آمریکا توجه کرد. در چنین شرایطی، هر اندازه دموکراتها فشار بیشتری بر ترامپ وارد کنند و اختلافات میان دو حزب گسترش یابد، احتمال درگیر شدن دولت آمریکا در منازعات داخلی افزایش پیدا میکند. این وضعیت میتواند قدرت تمرکز و مانور ترامپ در عرصه سیاست خارجی را کاهش دهد.
در این چارچوب، رصد دقیق انتخابات کنگره و تحولات سیاسی آمریکا اهمیت ویژهای دارد. نتیجه این انتخابات میتواند بر توازن قدرت در واشنگتن تأثیر بگذارد و زمینه را برای افزایش فشار بر دولت ترامپ فراهم کند. از این منظر، تضعیف موقعیت سیاسی جمهوریخواهان و تقویت جایگاه مخالفان ترامپ در کنگره میتواند به تغییر شرایط سیاسی آمریکا منجر شود؛ تغییری که آثار آن ممکن است از مرزهای این کشور فراتر برود و بر معادلات منطقهای نیز اثر بگذارد.
البته نباید از یک واقعیت مهم غافل شد. کنگره جدید بلافاصله پس از انتخابات فعالیت خود را آغاز نمیکند و تا زمان آغاز دوره قانونی نمایندگان و سناتورهای منتخب، ترکیب قبلی کنگره همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. بر اساس تقویم سیاسی آمریکا، کنگره جدید در سوم ژانویه آغاز به کار میکند که در تقویم شمسی با حدود ۱۳ دیماه مصادف است. بنابراین، ترامپ تا زمان استقرار کنگره جدید همچنان فرصت دارد برنامههای دولت خود را دنبال کند و از ظرفیتهای موجود برای پیشبرد سیاستهایش بهره ببرد.
این فاصله زمانی برای ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نباید تصور کرد که احتمال تغییر ترکیب کنگره بهتنهایی میتواند تهدیدات احتمالی آمریکا را متوقف کند. ایران باید تا زمان آغاز فعالیت کنگره جدید، با هوشیاری کامل تحولات را دنبال کند و اجازه ندهد دولت ترامپ از این فرصت برای عملیاتی کردن اهداف و برنامههای خود علیه کشور استفاده کند.
در مجموع، اختلافات داخلی آمریکا و شکاف میان جمهوریخواهان و دموکراتها میتواند به یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات پیشرو تبدیل شود. پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات کنگره شاید به برکناری ترامپ منجر نشود، اما میتواند دولت او را درگیر فشارهای سیاسی، حقوقی و رسانهای گستردهای کند. از این منظر، تشدید منازعات داخلی آمریکا و کاهش تمرکز دولت ترامپ بر سیاست خارجی، فرصتی است که ایران باید با شناخت دقیق تحولات و محاسبات واقعبینانه آن را در ارزیابیهای راهبردی خود مدنظر قرار دهد.
همانگونه که برخی جریانهای سیاسی و رسانهای آمریکا از اختلافات داخلی ایران و کاهش انسجام ملی در کشورمان بهرهبرداری میکنند، تحولات و شکافهای داخلی آمریکا نیز میتواند در محاسبات سیاسی و راهبردی ایران مورد توجه قرار گیرد. در نهایت، هدف اصلی باید حفظ امنیت ملی، کاهش تهدیدات خارجی و دور نگه داشتن جنگ از خاک کشور باشد؛ هدفی که تحقق آن بیش از هر چیز به هوشیاری، انسجام داخلی و استفاده درست از فرصتهای سیاسی و بینالمللی نیاز دارد.