زهرا افشاری، استاد تمام اقتصاد دانشگاه الزهرا، در گفتوگو با «صنعت مالی» با اشاره به نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان (حدود ۱۳٫۴ درصد) در مقابل سهم بالای آنان از مجوزهای مشاغل خانگی (حدود ۸۰ درصد)، توسعه کسبوکارهای خانگی زنان را یکی از ظرفیتهای مهم و قابل استفاده اقتصاد ایران در شرایط کنونی دانست و تأکید کرد این فعالیتها تنها زمانی اثرگذار خواهند بود که بر اساس تقاضای واقعی بازار، مهارت و توانایی افراد و محاسبه هزینه و درآمد شکل بگیرند.
به گزارش صنعت مالی، در شرایطی که تورم مستمر، تحریمها و رکود اقتصادی فشار مضاعفی بر معیشت خانوارها وارد میکند، پرسش از راهکارهای افزایش درآمد خانوار و نقش زنان در اقتصاد خانواده به یکی از مباحث محوری سیاستگذاری تبدیل شده است.
زهرا افشاری استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا در گفتوگو با خبرنگار ما، ضمن تبیین مزیتهای کسبوکارهای خانگی از جمله سرمایه اولیه محدود، استفاده از امکانات موجود خانواده و انعطافپذیری زمانی و مکانی — تصریح میکند که صرفهجویی بهتنهایی راهحل نیست و خانوادهها باید در حد امکانات خود به سمت تنوعبخشی به منابع درآمدی و افزایش بهرهوری فعالیتهای اقتصادی حرکت کنند. مشروح این گفتوگو در ادامه می آید.
افشاری با اشاره به اینکه نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان در بازار کار رسمی در کنار سهم بالای آنان از مجوزهای مشاغل خانگی نشان میدهد بخشی از ظرفیت اقتصادی زنان خارج از ساختار متعارف اشتغال باقی مانده است، میگوید: «این ظرفیت را میتوان در فعالیتهایی مانند تولید مواد غذایی، صنایعدستی، پوشاک، خدمات آموزشی و تخصصی، فروش اینترنتی و خدمات دیجیتال به کار گرفت. مزیت این فعالیتها آن است که بسیاری از آنها با سرمایه اولیه محدود، استفاده از امکانات موجود خانواده و بدون نیاز به اجاره محل مستقل قابل شروع هستند.»
به گفته وی، انعطافپذیری زمانی و مکانی این فعالیتها میتواند امکان مشارکت اقتصادی زنانی را فراهم کند که به دلایل خانوادگی یا محدودیت فرصتهای شغلی، امکان اشتغال تماموقت در بازار رسمی را ندارند. بنابراین کسبوکارهای خانگی میتوانند علاوه بر افزایش درآمد زنان، وابستگی کامل خانواده به یک منبع درآمد را کاهش دهند و در شرایط نااطمینانی اقتصادی نوعی پشتوانه معیشتی ایجاد کنند.
این استاد اقتصاد با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی ایران افزایش درآمد واقعی خانوارها دشوار است، تصریح میکند: «تورم مستمر، کاهش قدرت خرید پول ملی، افزایش هزینه مسکن و خوراک، نااطمینانی اقتصادی و محدودیتهای ناشی از تحریم، همزمان بر درآمد و هزینه خانوادهها فشار وارد میکنند. در چنین وضعیتی، صرفهجویی بهتنهایی راهحل نیست و خانوادهها باید در حد امکانات خود به سمت تنوعبخشی به منابع درآمدی و افزایش بهرهوری فعالیتهای اقتصادی حرکت کنند.»
وی مهمترین راهکارهای قابل اجرا را اینگونه برمیشمارد: توسعه کسبوکارهای خانگی با استفاده از مهارت و امکانات موجود اعضای خانواده برای تولید کالا یا ارائه خدماتی که بازار فروش مشخص دارند؛ فعالیتهای مهارتمحور و دیجیتال مانند آموزش، ترجمه، طراحی، حسابداری، برنامهنویسی و تولید محتوا که با سرمایه اولیه نسبتاً محدود قابل ارائهاند؛ تقویت مشاغل خرد و خانوادگی در حوزه تولیدات غذایی، پوشاک، تعمیرات، صنایعدستی و خدمات محلی با همکاری اعضای خانواده و تقسیم کار میان آنان؛ افزایش مهارت و قابلیت اشتغال از طریق سرمایهگذاری بر آموزش مهارتهای فنی و حرفهای و دیجیتال؛ و مدیریت اقتصادی هزینهها با اولویت دادن به هزینههای ضروری، کاهش مخارج غیرمولد، پرهیز از بدهیهای پرهزینه و محاسبه دقیق درآمد خالص فعالیتهای اقتصادی.
افشاری در عین حال هشدار میدهد: «افزایش تعداد مشاغل یا ساعات کار لزوماً به معنای بهبود وضعیت اقتصادی خانواده نیست. معیار اصلی باید افزایش درآمد واقعی پس از کسر هزینهها باشد. همچنین چندشغلهشدن اعضای خانواده اگر به فرسودگی جسمی و کاهش کیفیت زندگی منجر شود، نمیتواند راهکاری پایدار تلقی شود.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا کسبوکارهای خانگی میتوانند تعادل میان درآمد و هزینه خانواده را برقرار کنند، میگوید: «این کسبوکارها میتوانند بخشی از شکاف میان درآمد و هزینه را کاهش دهند، اما بهتنهایی قادر به ایجاد تعادل پایدار در شرایط تورمی نیستند. اگر قیمت کالاها و خدمات ضروری با سرعتی بیشتر از رشد درآمد خانوار افزایش یابد، حتی افزایش درآمد اسمی نیز الزاماً قدرت خرید را حفظ نمیکند.»
به گفته وی، باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: راهکارهای خانوار شامل تنوعبخشی به درآمد، استفاده مولد از مهارتها، مدیریت هزینهها و انتخاب فعالیتهای اقتصادی متناسب با تقاضای بازار؛ و مسئولیت سیاستگذاری اقتصادی شامل کنترل تورم، ثباتبخشی به بازار ارز، کاهش نااطمینانی، حمایت از تولید و اشتغال، توسعه نظام تأمین اجتماعی و فراهم کردن دسترسی بنگاههای کوچک به منابع مالی و بازار فروش. افشاری تأکید میکند: «بدون اصلاح شرایط کلان اقتصادی، تلاش خانوادهها بیشتر به سازگاری با فشارهای معیشتی منجر میشود تا دستیابی به امنیت اقتصادی پایدار.»
این استاد دانشگاه درباره حمایتهای لازم برای موفقیت کسبوکارهای خانگی زنان میگوید: «برای تبدیل این فعالیتها به منبع درآمد پایدار، حمایت دولت نباید صرفاً به صدور مجوز یا پرداخت وام محدود شود. دسترسی به تسهیلات خرد، آموزش مهارتهای مدیریتی و دیجیتال، بیمه اجتماعی، تأمین مواد اولیه، ایجاد شبکههای فروش و اتصال تولیدکنندگان خانگی به بازارهای داخلی و خارجی ضروری است. همچنین باید از طریق تعاونیها و شبکههای مشترک بازاریابی، هزینه فروش و توزیع کاهش یابد.»
وی میافزاید: «توجه به درآمد واقعی، استمرار فعالیت و وضعیت بیمهای زنان اهمیت بیشتری از تعداد مجوزهای صادرشده دارد. زنان شاغل در مشاغل خانگی، در کنار کارگران، کشاورزان، معلمان، متخصصان و صاحبان بنگاههای کوچک، از سربازان گمنام اقتصاد هستند؛ نیروهایی که در حفظ تولید و تأمین معیشت خانواده نقش دارند، اما سهم واقعی فعالیت آنان هنوز بهطور کامل در آمارهای رسمی و تصمیمگیریهای اقتصادی منعکس نشده است.»
افشاری جمعبندی کرد؛ کسبوکارهای خانگی زنان، با وجود ظرفیت قابلتوجهی که برای افزایش درآمد و کاهش وابستگی خانواده به یک منبع درآمدی دارند، نمیتوانند جایگزین اصلاحات کلان اقتصادی شوند. به گفته وی، این فعالیتها تنها در صورتی به منبع درآمد پایدار تبدیل میشوند که دولت فراتر از صدور مجوز و پرداخت وام، با ارائه آموزش، بیمه، تسهیلات خرد و اتصال به بازارهای فروش از آنان حمایت کند؛ در غیر این صورت، تلاش خانوادهها بیشتر به سازگاری با فشارهای معیشتی منجر میشود تا دستیابی به امنیت اقتصادی پایدار.