خانم شیرزادی، کارشناس اکولوژی و بنیانگذار نخستین شرکت بازیافت مواد ایران، طرح تبدیل زباله به سوخت جایگزین کارخانههای سیمان را ارائه کرده است؛ طرحی که به گفته او دفن زباله را به زیر پنج درصد میرساند. پروژه او در کرمانشاه با تأخیر ۵۵۰ روزه در پرداخت وام ۸۰ میلیارد تومانی متوقف شده است.
به گزارش صنعت مالی، خانم شیرزادی، کارشناس اکولوژی و بنیانگذار نخستین شرکت بازیافت مواد ایران، طرح تبدیل زباله به سوخت جایگزین کارخانههای سیمان را ارائه کرده است؛ طرحی که به گفته او دفن زباله را به زیر پنج درصد میرساند. پروژه او در کرمانشاه با تأخیر ۵۵۰ روزه در پرداخت وام ۸۰ میلیارد تومانی متوقف شده است.
خانم شیرزادی، کارشناس اکولوژی و حفاظت محیط زیست با تحصیلات دانشگاهی از آلمان، از پیشگامان مدیریت نوین پسماند در ایران است.
او که اصالتاً کرمانشاهی است، در سال ۱۳۷۷ با مشارکت شهرداری کرمانشاه نخستین شرکت بازیافت مواد ایران را تأسیس کرد و طرح تفکیک زباله از مبدأ را در این شهر به اجرا گذاشت.
این طرح که در اوج فعالیتش ۹۰ هزار خانوار را تحت پوشش داشت، در سال ۱۳۸۷ با تغییر مدیریت شهری متوقف شد.
خانم شیرزادی از سال ۱۳۸۶ پیگیر طرح تبدیل پسماند به سوخت جایگزین (RDF) برای کارخانههای سیمان بوده است؛ طرحی که به گفته او میتواند دفن زباله را به کمتر از پنج درصد برساند و سالانه میلیونها متر مکعب گاز را جایگزین کند. در این مصاحبه، روایت او از تجربه تحصیل در آلمان، بازگشت به ایران، چالشهای نهادسازی، تعطیلی طرح تفکیک و آخرین وضعیت پروژه سوخت جایگزین بازگو میشود.
خانم شیرزادی، زاده گیلان و اصالتاً از غرب استان کرمانشاه، تحصیلات خود را در آلمان در رشته کشاورزی بینالمللی آغاز کرد و سپس اکولوژی و حفاظت محیط زیست خواند. او کشاورزی را در سال ۱۹۹۲ میلادی به پایان رساند، اکولوژی را در ۱۹۹۵ و پس از آن حدود سه سال تحقیقات دکترا در سالهای ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹ انجام داد.
به گفته او، تخصص او در تمام دوران دانشگاه، موضوع پسماند و روشهای نوین مدیریت آن، بهویژه برای کشورهای در حال توسعه مانند ایران بوده است.
او به عنوان یک اکولوژیست تصمیم گرفت به ایران برگردد و سهمی در کاهش آلودگیهای بخش پسماند داشته باشد.
شیرزادی میگوید: «خیلی تلاش کردم ابتدا به عنوان پیشنهاد به شهرداریها ارائه دهم، اما موفق نشدم. آن زمان فکر میکردم شاید ۲۰ سال زودتر آمدهام، اما بعدها متوجه شدم ۵۰ سال زودتر آمدهام.»
او گزارشهای علمی و اجرایی از وضعیت پسماند و راهکارهای موجود را به شهرداری کرمانشاه ارائه داد و در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) موفق شد با مشارکت شهرداری کرمانشاه، شرکت بازیافت مواد را تأسیس کند.
شهردار وقت پیشنهاد داد که او به عنوان مشاور همکاری کند و از امکانات موجود برای تأسیس شرکت استفاده شود. این شرکت تأسیس شد و امکانات و شرایط برای اجرای نخستین پروژه پسماند ایران در شهر کرمانشاه فراهم شد.
شیرزادی معتقد است اگر مسئولان کشور معنی اکولوژی را میدانستند، ایران امروز دچار این حجم از ناترازی نبود. او دو سه سال است که این پرسش را در هر جایی مطرح میکند و میبیند بسیاری معنی آن را نمیدانند.
به گفته او، محیط زیست به دو بخش طبیعی و مصنوعی تقسیم میشود؛ محیط زیست طبیعی هر آنچه آفرینش ایجاد کرده و محیط زیست مصنوعی آنچه آدمها ساختهاند. ما از محیط زیست طبیعی برمیداریم و در محیط زیست مصنوعی مصرف میکنیم تا ادامه حیات دهیم.
او توضیح میدهد که در دوران گذشته جمعیت کم بود و مردم در حدی مصرف میکردند که این تعادل حفظ میشد. هر منطقهای محصول خودش را داشت و ایرانیان گذشته جشن چهار گوهر میگرفتند؛ چهار گوهر به آب، باد، آتش و خاک اشاره داشت؛ یعنی حفظ هوا و انرژی. اما در این قرن با صنعتی شدن، افزایش جمعیت و بهویژه شهرنشینی، این تعادل برهم خورد.
شیرزادی میگوید: «ما در چهل سال از ۷۰ درصد جمعیت روستایی به کمتر از ۳۰ درصد رسیدهایم. نیاز جامعه به برداشت بیشتر از محیط زیست طبیعی افزایش یافت و همه مصرفکننده شدیم.
نتیجه این شد که ترازو برابر نیست؛ معادن ما لنگ میزند و همه چیز کم است. با وجود معادن، نمیتوانیم انرژی، آب و قوت خود را تأمین کنیم.
شیرزادی میگوید در دهه ۶۰ میلادی، پس از شکوفایی صنعت اروپا و جنگ جهانی، پیشگامانی متوجه آلودگی رودخانهها شدند و اعلام خطر کردند که اگر جلوگیری نشود، نمیتوانیم ادامه دهیم. آنها مفهوم «محیط زیست اجتماعی» را مطرح کردند.
به گفته او، محیط زیست اجتماعی یعنی نهادسازی، قانونمند کردن، برنامهریزی و حکمرانی برای مصرفکننده و تولیدکننده. قوانین محیط زیست، پسماند و آب ایجاد شد و راهکارهای اجرایی رها نشد. آگاهسازی جامعه در نحوه مصرف و رفتار از طریق قوانین اعلام شد.
او تأکید میکند: «اگر ما نهادسازی و قانونمندی میکردیم، الان این وضعیت را نداشتیم. این سه محیط زیست از هم جدا نیستند و رابطهشان موضوع علم اکولوژی است. من این رشته را خواندم و با خود گفتم باید برگردم ایران و کاری برای میهنم انجام دهم.
شیرزادی از پایان سال ۱۳۷۹ یعنی اوایل ۱۳۸۰ کار اجرایی را در کرمانشاه شروع کرد. آن زمان موبایل و رسانهها محدود بود. او ۴۰ کارشناس در رشتههای زیست محیطی، بهداشت محیط، علوم اجتماعی و غیره جذب کرد برای آموزش چهره به چهره.
محتوا تهیه کردند و با روشهایی مانند روزنامه دیواری و آلبوم، خانه به خانه رفتند و برای مردم توضیح دادند که هر نفر چقدر پسماند تولید میکند، این پسماند چه آلودگی ایجاد میکند، چقدر شیرابه، گاز گلخانهای و از بین رفتن زمین به دنبال دارد.
شیرزادی به همراه تیمش فعالیت خود را از مدارس شروع کردند. دانشآموزان به پدر و مادرها توضیح میدادند. اجازه داده شد تا کلاس به کلاس حضور داشته باشد در هر مدرسه یک معلم به عنوان معلم آموزش محیط زیست انتخاب شود؛ از رشتههای بهداشت محیط، بیولوژی، شیمی یا زیستشناسی. پرچمهایی در سطح شهر زدند و طرح را معرفی کردند.
تفکیک از مبدأ صورت میگرفت؛ ابتدا پسماند غذایی جدا میشد که عامل شیرابه و گاز گلخانهای است و باعث آلودگی آبهای سراب شهر کرمانشاه میشد. شیرزادی میگوید ما خیلی موفق بودیم و مستنداتش موجود است. صدا و سیمای استان اجازه داد هفتهای یک برنامه تهیه کنند و هفتهای دو بار برنامه پنج تا ده دقیقهای پخش میشد.
پس از جدا کردن مواد غذایی، مرحله بعدی آغاز شد. بر اساس آمار، همیشه ۱۰ درصد مردم در خانه نیستند. در سال ۱۳۸۳ نخستین سیستم مکانیزه ایران شروع شد؛ استقرار دو مخزن ۲۴۰ لیتری در داخل آپارتمانها و دو سطل به خانههای یک و دو طبقه داده شد. یک گونی هم برای مواد قابل بازیافت مانند قوطی، پلاستیک و فلز در نظر گرفته شد.
مخازن داخل واحدها نگهداری میشد؛ یکی برای پسماند غذایی و یکی برای سایر موارد بهداشتی و کیسه جارو. آن زمان ایران مخزن استاندارد تولید نمیکرد؛ شیرزادی از آلمان مخزن وارد و توزیع کرد. مخازن استانداردی که به راحتی قابل حمل بود، نه مخازن غیراستاندارد کنار خیابان که کارگران شهرداری هم قادر به جابجایی اش نیستند.
این مخازن در حیاط خانهها نگهداری میشد. برای خانههای ویلایی، هر ده خانه مشترک دو مخزن گذاشتند. این کار به خوبی پیش رفت و ۹۰ هزار خانوار را تحت پوشش قرار داد.
متاسفانه شهردار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۷ پس از اینکه طرح اجرایی شده بود اعلام کرد که این کار اشتباه است و اختصاص سه خودرو برای سه نوع زباله برای مدیریت شهری پرهزینه است. شیرزادی می گوید: نه فقط ادامه ندادند، بلکه اعتماد مردم را گرفتند و تمام زحمات ما از بین رفت.
شیرزادی میگوید: «مخزنهای مثل مخازنی که در خیابان های تهران وجود دارد آوردند و گفتند نیازی به تفکیک زباله از مبدا و در محل نیست.
شیرزادی از سال ۱۳۷۶ مستمر پیگیر بود که قانون پسماند داشته باشیم. بالاخره در سال ۱۳۸۰ بود که مسئولی در وزارت کشور، گفت قانون پسماند وجود دارد و باید اجرا شود.
پس از تعطیلی طرح تفکیک، شیرزادی تجهیزات را تکمیل کرد با هدف اینکه دفن پسماند به زیر پنج درصد برسد. در سال ۱۳۸۸ دوباره تجهیزاتی تامین کرد.
او میگوید: «ما در سال ۱۳۸۶ کل پسماند شهر را میگرفتیم؛ یک بخش تفکیک میشد و یک بخش مخلوط. آن مسئول وقت آمد همه را مخلوط کرد و تعطیل کرد. من دوباره تجهیزات را کامل کردم.
هدف ما این بود که بخشی از پسماندها که قابل بازیافت نیستند، مانند بستهبندیهای شکلات، قهوه، چیپس و حبوبات، یک بار مصرفها و نایلونها، ارزش حرارتی دارند و اگر جدا و خرد شوند، قابلیت جایگزینی سوخت در کارخانه سیمان را دارند؛ مثلاً جایگزینی نفت سنگین یا گاز.
شیرزادی از سال ۱۳۸۶ در این مورد مقالههای زیادی نوشت، آگاهسازی کرد و در سمینارهای مختلف و انجمن سیمان گزارش داد. طرحهای توجیهی داد که کشورهای دیگر مانند آلمان چه میکنند و چه قانونمندیهایی دارند تا دفن زباله به زیر پنج درصد برسد.
نخستین تجهیزات با وامی که استاندار کرمانشاه به شرکت پسماند تخصیص داد خریداری و در سال ۱۳۸۹ راهاندازی شد.
شیرزادی میگوید میتوانستند دفن زباله را به کمتر از پنج درصد برسانند؛ آن هم خاک و نخاله. با آن مواد سالی ۴۰ هزار تن داشتند که ارزش حرارتیاش برابر ۲۰ میلیون متر مکعب گاز بود.
در سال ۱۳۹۰ با کارخانه سیمان قرارداد منعقد شد. با اینکه توافق شده بود اما شرکت سیمان اعلام کرد این کار را انجام نمیدهیم. شیرزادی ادامه داد و بیش از ۱۵۰ گزارش و مکاتبه به وزرای وقت در هر دورهای، وزارت صنایع، محیط زیست، نفت، انرژی و کشور نوشتیم که چالش پسماند را تبدیل به فرصت کنیم.
شیرزادی در مورد مدل مالی صنعت پسماند گفت: در کشورهای توسعهیافته، مردم هزینه پسماند را کامل در سبد زندگیشان دارند و به شهرداری پرداخت میکنند. شهرداری از آن محل، مدیریت جمعآوری نوین و هزینههای پردازش پسماند را تأمین میکند و کود تولیدشده را رایگان به کشاورزی منطقه میدهد.
شیرزادی طرح را نخست را در سال ۱۳۹۴ ارائه داد. اگر پسماندهای ایران را در نظر بگیریم، حدود ۲۰ میلیون تن در سال است. روزانه ۵۸ هزار تن زباله تولید میشود که به دلیل شرایط اقتصادی مقداری کم شده است.
سالانه حدود ۲۱ میلیون تن؛ ۶۵ تا ۷۰ درصدش پسماندها غذایی است که باید تبدیل به کمپوست شود و حدود ۱۰ درصد مواد ارزشمند که زبالهگردها میبرند؛ مانند بطری، قوطی فلزی، پلاستیک و شیشه.
بخش کمارزش را زبالهگردها نمیبرند و در مخزن میماند. حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد سایر موارد و حدود ۱۵ درصد بستهبندیهای یک بار مصرف که بازیافت میشود ولی قابلیت سوخت دارد.
پنج تا هفت درصد هم موارد بهداشتی داریم که شاید الان بیشتر شده. همه اینها را میشود جدا کرد.
او مقالهای ارائه داد و اثبات کرد مثلاً به طور میانگین ۴۰ هزار تن در سال از این مواد را در کرمانشاه داریم. هر سه کیلوگرم میتواند یک متر مکعب گاز را جایگزین کند. ۴۰ هزار تن یعنی ۲۰ میلیون متر مکعب گاز.
شیرزادی میگوید: «ما میتوانستیم در این سالها کاهش مصرف گاز داشته باشیم در طرحی که ارائه کردیم نوشتیم که این گاز صرفهجوییشده را بفروشید و نصف این ارزش را به شهرداری ها بدهید تا این کار اجرا شود.
هم دفن قطع میشود و هم گاز برای سوخت سیمان تامین میشود. ۲۰ درصد سوخت سیمان میتواند اینطور جایگزین شود. ما ۸۰ کارخانه سیمان داریم. ببینید چقدر در مصرف سوخت مورد نیاز کارخانه های سیمان صرفه جویی میشود.
در اسفند ۱۴۰۳ اعلام شد ۸۰ میلیارد تومان وام کمبهره به شهرداری کرمانشاه پرداخت میکنند تا این پروژه تکمیل شود. قرار بود در طی پنج روز تامین اعتبار شود، اما الان بیش از ۵۵۰ روز است که پول ندادهاند.
قرار بود این جایگزین سوخت ۳۰ کارخانه سیمان شود. در خردادماه ۳۰ میلیارد تومان دادند. ما یک دستگاه خردکن وارد کردیم و بقیه را هنوز ندادند. گفتیم اگر پول را بدهید طی دو ماه کارمان آماده است و هر روز این مواد را به کارخانه سیمان میبریم. چون بودجه را پرداخت نکردند و تامین اعتبار صورت نگرفته پروژه هم به سرانجام نرسیده است.
شیرزادی میگوید: «الان نمیتوانم زمان بدهم؛ هر وقت پول دادند، دو ماه بعد کار را شروع میکنیم. ما دفن زباله کرمانشاه را تعطیل کردیم و کل این مواد را به عنوان سوخت جایگزین به کارخانه سیمان میبریم. اما الان خرد نشده به محل دفن میبریم.
او تأکید میکند دفن زباله و تاخیر در اجرای پروژه به ضرر محیط زیست و به ضرر خود مردم است.
شیرزادی میگوید حدود ۱۴۰ نیرو دارد و باید ۶۰ نفر دیگر نیز جذب کند. فعالیت ما متمرکز بر کرمانشاه است، اما سالها مشاوره هم دادهام. حدود ۱۵ سایت در زاهدان، انزلی و سنندج با موضوع پسماند همزمان با ما شروع کردند.
او تأکید میکند طرح تفکیک از مبدأ که سال اول شروع کردیم، الان در کرمانشاه اجرا نمیشود. ما تا سال ۱۳۸۶ شش سال تفکیک در مبدأ داشتیم. الان هم بخش کوچکی را به اصطلاح پسماند بازیافتی جمع میکنیم، ولی امکانات نداریم همه شهر را تحت پوشش ببریم. هزینه دارد و شهرداری باید پای کار بیاید که نمیآید.
شیرزادی میگوید: «این یک چرخه است. من مطالبهگری میکنم از مردم: من زباله تولید میکنم، باید هزینهاش را پرداخت کنم. این مسئولیت منِ مردم، منِ اداره، منِ سازمان و منِ کارخانه است. طبق قانون، هزینه امحای پسماند هر نفر حدود ۴۰ سنت در ماه است؛ یعنی پول دو تا تخممرغ هم نیست.
او ادامه میدهد: «مدیریت پسماند از درب خانه تا آخر انجام میشود. مردم باید هزینه پسماند را در سبد خانواده ببینند و به شهرداری پرداخت کنند. شهرداری از آن محل برنامه دقیق بگذارد، برای تفکیک در مسجد امکانات و مخازن بگذارد، خودروهایش را افزایش دهد تا زبالهگرد نباشد. مردم در تفکیک از درب خانه مشارکت کنند. زباله باید برود در مخازن، در پارکینگها و حیاطها. قطعاً هم خواهد رفت؛ شک نکنید. ده تا پانزده سال دیگر جزو زندگی مردم است.
شیرزادی معتقد است جامعه معماران ایران نقش بزرگی دارند. ۲۵ سال است میگویم وقتی طراحی ساختوساز میکند باید گوشهای از ساختمان را برای استقرار مخازن تفکیک زباله در نظر بگیرد.
او میگوید: «در آلمان این تبدیل به قانون شده است؛ در کشورهای اروپا به آن «اتاق سبز» یا «جایگاه سبز» میگویند. همانطور که وقتی مجوز ساخت میدهند میگویند کنترل آب کجا باشد، آتشنشانی کجا باشد، باید جایگاه پسماند هم در طراحی اول دیده شود. اداراتی مثل مسکن و شهرسازی باید به این موضوع ورود کند.
به گفته او، موضوع پسماند و زباله باید نهادسازی شود و آموزش همگانی باشد. وقتی مخزن کنار خیابان نباشد، زبالهگرد هم از بین میرود. طبق این طرح، ماشینهای شهرداری باید از درب خانهها زباله را جمع کنند. اصل کار این است که همه همراهی کنیم.
خانم شیرزادی، فعال محیط زیست و بنیانگذار نخستین شرکت بازیافت مواد ایران، پس از سالها پیگیری برای نهادسازی مدیریت پسماند و تصویب قانون مربوطه، اکنون پروژه تبدیل پسماند به سوخت جایگزین (RDF) را در کرمانشاه در مرحله پایانی میبیند. به گفته او، این طرح میتواند دفن زباله را به کمتر از پنج درصد برساند و سالانه ۲۰ میلیون متر مکعب گاز را جایگزین کند. با این حال، تأخیر بیش از ۵۵۰ روزه در پرداخت وام ۸۰ میلیارد تومانی، اجرای کامل پروژه را متوقف کرده است. او تأکید میکند که حل بحران پسماند بدون سیاست ملی، مشارکت مردم، نهادسازی، قانونمندی و ورود معماران و وزارت مسکن به طراحی جایگاه پسماند ممکن نیست.